مرا ببوس مرا ببوسبرای اخرین بار
تورا خدانگهدارکه میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشتهها گذشته
منم به جستجوی سر نوشت
در میان طوفان همپیمان با قایقرانها
گذشته از جان باید بگذشت از طوفانها
به نیمه شبها دارم با یارم پیمانها
که بر فروزم اتشها در کوهستانها
اه شبه سیه گذز کند
زتیره راه گذر کند
نگه کنای گل من
سرشک غم به دامن
برای من میفکن
دختر زیبا امشب بر تو مهمانم
در پیش تو میمانم
تا لب بگذاری بر لب من
دختر زیبا از برق نگاه تو
اشک بی گناه تو روشن سازد یک امشب من
مرا ببوس مرا ببوسبرای اخرین بار
تورا خدا نگهدار که میروم بسوی سرنوشت...
شعرانه::
نوشته شده در دوشنبه, ۲۷ اسفند ۱۴۰۳، ۱۰:۵۹ ب.ظ
توسط آقای ربات